مقام رضوان و تحلیلی عرفانی از نام رضا

مقام رضوان و تحلیلی عرفانی از نام رضا
 12 خرداد 1395  |  1960 بازدید

مقام رضوان و تحلیلی عرفانی از نام رضا

مقام رضا از بالاترین مقامات عرفانی است. امام رضا (علیه السلام) در این صفت سرآمد و شاخصه ی سایر امامان بودند.

مقام رضا در عرفان و اخلاق اسلامی از بالاترین مقامات است که در آثار مختلف روایی، اخلاقی و عرفانی از آن بحث شده است. این اصطلاح ریشه در قرآن کریم و اسمای الهی دارد و خداوند خود را بدین لقب و صفت ستوده و از آن به رضوان تعبیر کرده است. (توبه: 72) این گفتار به اجمال در پی تبیین این مطلب است که مقام رضا و رضوانِ امام رضا (علیه السلام) یعنی چه و ابعاد آن کدام است و دیگر اینکه چرا حضرت به این نام ملقب شده و وجه تسمیه امام رضا (علیه السلام) به این نام از منظر عرفانی چیست؟

 

1. تعریف رضا

از اصطلاح «رضا» تعاریف و دسته بندی های مختلفی صورت گرفته است، رضا در لغت به معنای خشنودی و رضایت است (مفردات الفاظ قرآن‏، راغب اصفهانی، ج‏2، ص80) که مقابل سخط است. (قاموس القران، قریشی، ج3، ص104) از نگاه عرفا برای این مقام تعاریف متعددی مطرح شده است. از نظر برخی رضا عبارت از است رفع کراهت و استحلای مرارت احکام قضا که بعد از عبور از منزل توکل است و نهایت مقام سالکان است. (کاشانی، مصباح الهدایه و مفتاح الکفایه، ص399) بعضی رضا را خشنودی بنده از خداوند و مقدرات او می دانند و معتقدند مقام رضا فوق مقام تسلیم دون مقام فنا است. (شرح حدیث جنود عقل و جهل، خمینی، ص162)

این مقام از آن جهت که مفتاح مغالق ابواب باقی مقامات است، به باب الله الاعظم موسوم شده است.

برخی بر این باورند که رضا بیرون کردن کراهت است از دل تا دردی جز شادمانی نباشد. (ترجمه رساله ی قشیریه، فروزانفر، ص 298-295؛ عرفان نظری، یثربی، ص481) در نزد متصوفه هیچ صفتی نیکوتر از رضا در همه ی احوال نیست، چنان که بر هیچ چیز اعتراض نکند و پیوسته راضی باشد. (مناقب الصوفیة، عبادی، ص 111-113) این مقام از آن جهت که مفتاح مغالق ابواب باقی مقامات است و اشقّ منازل سالکان راه است، موسوم به باب الله الاعظم شده است (شرح گلشن راز، لاهیجی، ص277) و به دلیل نبودن کراهت به بهشت تشبیه شده است.

هرچه در این مقام برای سالک پیش آید سالک به آن راضی است. به همین دلیل گویند هر کس نسبت به واردات و نزول حوادث ابراز کراهتی ننمود، باید بداند به مقام شامخ رضا قدم گذارده است.» (منازل السائرین، انصاری، ص 204-209) هر یک از امامان دوازده گانه با وجود برخورداری از کمالات و فضایل اخلاقی در حد کامل و تمام، به نوعی بیانگر تجلی یکی از اسماء و صفات الهی بوده و بیش از دیگران در ظهور آن صفت درخشیده اند. در واقع نام های همه ائمه بازگو کننده یک سلسله واقعیاتی متناسب با شخصیت آنها بوده است.

 

2. علت تسمیه حضرت رضا علیه السلام به این نام

امام رضا القاب بسیاری دارند از جمله صابر، زکی ، ولی و رضا. (فصول المهمه، ابن صباغ، ص244) ایشان در صفت رضا سرآمد و شاخصه ی سایر امامان (علیهم السلام) بودند و این لقب از ده ها فضیلت نفسانی و از زمینه ساز بودن ده ها فضیلت دیگر حکایت می کند.

نام های همه ائمه بازگو کننده یک سلسله واقعیاتی متناسب با شخصیت آنها بوده است.

مورخان درباره ی اینکه چرا امام هشتم (علیه السلام) به صفت «رضا» ملقّب شده اند، دلایلی مطرح کردند که به مهم ترین آنها اشاره می شود.

- امام رضا (علیه السلام) در راستای خرسندی به قضای الهی و بهره مندی از مقام صبر که از ارزشمندترین مقامات عرفانی است، مورد رضا و پسند خداوند در آسمان و مورد رضای رسول خدا، امامان (علیهم السلام) و دوست و دشمن در زمین شدند به همین دلیل این لقب به ایشان اختصاص یافته است. (محمدی اشتهاردی، نگاهی بر زندگی امام رضا (علیه السلام)، ص 14)

- علت ملقب بودن آن حضرت به رضا این بوده که هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به ولایت عهدی او رضایت دادند و چینین چیزی برای هیچ یک از پدران وی اتفاق نیفتاده است؛ از این رو در میان ائمه (علیهم السلام) تنها ایشان رضا نامیده شدند. (اعلام الوری، الطبرسی، ج2، ص14، المناقب، ابن شهر آشوب، ج4، ص367)

- آن حضرت راضی به رضای پروردگار بود و به این خصلت ارزشمند که مقامی بالاتر از مقام صبر نیست، آراسته بودند. (انوار البهیّه، قمی، ص 330)

- مأمون آن حضرت را الرضی من آل محمد (علیهم السلام) نامید. (تاریخ الطبری، ج7 ،ص1391) بیشتر دانشمندان عامه مأمون را نامگذار اصلی دانسته اند که وقتی او را ولیعهد خود نمود به نام او درهم و دنیا سکه زد. (تاریخ الامم و الملوک، طبری شافعی، ج5، ص138؛ تاریخ مختصر الدول، ابن عنبری، ص 134) و البته حضرت جواد (علیه السلام) ضمن رد هرگونه رضایت پدر بزرگوارش از پذیرش ولایت عهدی، به صراحت می فرمایند: «دروغ گفتند و به گناه اندر افتادند! چنین نیست، بلکه خداوند تبارک و تعالی او را «رضا» نام داده است، زیرا در آسمان، خدا از او راضی بود و در زمین خدا از پیامبر و امامان (علیهم السلام) پس از او رضایت داشت. (ابن بابویه، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ج1، ص22-23)

- برخی از راویان معتقدند که امام کاظم (علیه السلام) خود این لقب را به پسرش داد. سلیمان بن حفص گوید که امام موسی بن جعفر (علیه السلام)، علی پسرش را رضا نامید و از او با این عنوان نام می برد. (پژوهشی دقیق در زندگانی امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام)، شریف القرشی، ج1، ص 43 -44)

 

3. تحلیل عرفانی مقام رضا

منازل سائران الهی به ده بخش تقسیم می شود. منزلت رضا در بخش اخلاق قرار گرفته و در ردیف صبر و دیگر منازل اخلاقی واقع می شود. (ادب فنای مقربان، جوادی آملی، ج2، ص83)

دست یابی به این مقام بسیار سخت و دشوار ولی لازم و ضروری است؛ رضوان الهی مقامی نیست که هر کسی بتواند آن را آرزو کند، زیرا مقدار آرزوی هر کسی به اندازه ادراک و اندیشه اوست و رضوان خدا در حیطه دعا و آرزو نیست. (تفسیر تسنیم، جوادی آملی، ج13 ، ص87) این مقام برای خواص از مقامات اولیه طریق و برای عامه در راه سلوک از مشکل ترین امور است. (منازل السائرین، انصاری، ص 204-209)

برخی بر این باورند که رضا، عنوان وقوف صادق است. وقوف صادق مقام سلب اراده است. مقامی که سالک در برابر اراده حق، اراده و تقاضایی ندارد. رضای خود را به رضای حق ترجیج نمی دهد. تسمیه این مقام به وقوف صادق از این جهت است که سالک به راستی قدم به مقام بندگی نهاده است. مقامی که سالک در آن متوقف است و به فکر تبدیل حال نیست.

تسمیه مقام رضا به وقوف صادق از این جهت است که سالک به راستی قدم به مقام بندگی نهاده است.

منظور سالک از سلوک فنای ذات، محو آثار انانیت و رسیدن به مقام شامخ سلم نفس است. از این نظر سالک به رسیدن به مقام رضا قانع نیست، چون این مقام، مقام فنای صفات است و می خواهد به مقام فنای ذات برسد و تا فنای ذات برای سالک، راه زیاد است؛ از این جهت رضا از اوایل مسالک اهل خصوص است؛ اما برای عامه چون در پی ارضا نفس هستند، تحصیل فنا امری مشکل است. (منازل السائرین، انصاری، ص 204-205)

رضا را بر دو قسم می دانند. یکی رضای خداوند از بنده و دیگری رضای بنده از خدای تعالی. حقیقت رضای خداوند عزوجل اراده ی ثواب، نعمت و کرامت بنده باشد و حقیقت رضای بنده اقامه بر فرمان های خداوند و گردن نهادن بر احکام. (هفت مقام عرفانی، میناگر، ص520-521)

مقام رضا درجاتی دارد. درجه اوّل رضاى عامه است و آن رضا به مقام ربوبیت حق است یعنی عبد سالک، خود را در تحت ربوبیت حق قرار دهد و از سلطنت شیطانیه، خود را خارج کند و به این ربوبیتِ الله تعالى‏ راضى و خشنود باشد و علامتش آن است که علاوه بر آن که مشقّت تکلیف برداشته شود از اوامر الهیّه خشنود و خرم باشد و آن را به جان و دل استقبال کند و منهیّات شرعیه پیش او مبغوض باشد و به مقام بندگى خود و مولائى حق دلخوش باشد.

درجه دوم رضا به قضاء و قدر حق است یعنى خشنودى از تمام پیش‏ آمدها چه بلیّات و امراض و چه شادی ها. هر دو را عطیه حق تعالى‏ شمارد و به آن راضى و خشنود باشد و حصول این مقام جز با معرفت به مقام رأفت و رحمت حق تعالى‏ به عبد نشود.

درجه سوم رضا به رضای خداست که بنده برای خود نه خشمی می بیند و نه خشنودی. در این حالت به گونه ای می شود که هر چه حق تعالی برای او اختیار کند، نزد او نیکو است و او نیز همین را اختیار می کند که از آن به "رضاء برضی الله" تعبیر کنند و چنان است که عبد از خود خشنودى ندارد و رضایت او تابع رضایت حق است. (امام خمینى، شرح حدیث جنود عقل و جهل، ص170)

این مقام برای خواص از مقامات اولیه طریق و برای عامه در راه سلوک از مشکلترین امور است.

 

4. تجلی نام رضا در زندگی امام:

این مقام در کلام امام رضا (علیه السلام) که خود در اسم و مسمّا رضا و مرتضاست بازتاب ویژه ای داشته است.

امام رضا (علیه السلام) یکی از ارکان ایمان را رضا می داند و می فرمایند: «الایمان أربعة أرکان: التوکل علی الله، و الرضا بقضاء الله، و التسلیم لأمر الله، و التفویض الی الله؛ ایمان چهار ستون و پایه است: توکل بر خدا و خشنودی به قضای الهی و مطیع فرمان خدا شدن و وانهادن همة کارها به خدا.» (تحف العقول، ابن شعبه، ص332) از آنجایی که ایمان نیز، فرع بر شناخت و مبتنی بر آن است، می توان نتیجه گیری کرد که معرفت و شناخت، ایمان را نتیجه می دهد و ایمان رضا را. می توان گفت دو عامل مهم در تحصیل رضا نقش اساسی دارند: 1- معرفت الهی 2- محبت الهی. مرتبه ی رضا از ثمرات محبت و نتیجه ی آن صفت است چرا که محبت به کسی موجب رضای به افعال او می شود، (معراج السعاده، نراقی، ص 578- 580) و چون رضا ثمره ی معرفت است با علو درجات معرفت، درجات رضی نیز ارتقا می یابد.

در سیره زندگی امام رضا (علیه السلام) رفتارهایی دیده می شود که نشانة صبر و تسلیم و رضامندی آن حضرت از قضای الهی است، یعنی ایشان بدون آنکه سخنی نیز درباره ی این مقامات بر زبان بیاورند رفتار و کردارشان در برابر بلایا و قضایایی که ظاهراً ناگوار بود، (از جمله سختی های دوران زندان پدر حضرت امام هفتم -علیه السلام- و مسأله ولایتعهدی اجباری و عوارض ناخواسته آن، و تحقیرها و توهین های دشمنان در ماجراهای مختلف از جمله نماز عید فطر و...، و نیز ماجرای مسمومیت) درس و الگویی کامل برای صبر و تحمل و تسلیم و بالاتر از آن خشنودی کامل حضرت (علیه السلام) از خواسته های حق تعالی بود که البته این رضایتمندی امام از جریان سرنوشت، با اشراف کامل بر کلّ جهان هستی و علم بر تقدیر و تدبیر آن، از سوی خداوند صورت پذیرفته است. (مقام رضا در عرفان اسلامی، کلام امام رضا (علیه السلام) و شعر حافظ، روحانی، ص13)

آن حضرت (علیه السلام) همان طوری که خود اهل رضایت به رضای الهی بود، دیگران را نیز به این امر دعوت می کرد. در روایت است که «سئل عن الرضا (علیه السلام) عن خیـار العبـاد؟ فقــال (علیه السلام): الذیـن اذا احسنوا استبشروا، و اذا اساووا استغفروا و اذا اعطوا شکـروا، و اذا ابتلو صبروا و اذا غضبوا عفوا؛ از امام رضـا (علیه السلام) درباره بهترین بنـدگـان سؤال شـد. فرمودند: آنان که هرگاه نیکـى کنند خـوشحال شوند و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند و هر گاه عطا شـوند شکرگزارند و هرگاه بلا بینند صبر کنند و هرگاه خشم کنند در گذرند.» (کمپانی، حضرت رضا، ص226)

 

دو عامل مهم در تحصیل رضا نقش اساسی دارند: معرفت الهی و محبت الهی

 

از حضرت رضا (علیه السلام) از پدران معصوم ایشان از حضرت رسول (علیهم السلام) روایت شده که خدای عزوجل می فرماید: «من لم یرض بقضایی و لم یومن بقدری فلیلتمس الها غیری؛ کسی که به قضای من راضی نگردد و به تقدیر من ایمان نیاورد باید به خدای دیگری جز من روی آورد.» (توحید صدوق، ص371)

همین رضایت به قضای الهی در زندگی امام با وجود این که با آسیب های گوناگونی مواجه بودند و اینکه هرگز بی تابی و بدگمانی نسبت به خدای متعال از ایشان دیده نشد، دلیلی برای دست یابی خاص ایشان به مقام رضا می تواند باشد. رسیدن به این مقام به لوازمی از جمله صبر نیاز دارد و امام رضا (علیه السلام) درباره ی این مسأله فرمایشات مخصوص و متعددی دارند.

ایشان در فرمایشی صبر در بلاها و ناگواری ها را جزء حقیقت ایمان می دانند و می فرمایند که ایمان بنده جز با سه خصلت کامل نمی گردد: «لایستکمل عبد حقیقة الإیمان حتی تکون فیه خصال ثلاث: التفقه فی الدین و حسن التقدیر فی المعیشة، و الصبر علی الرزایا.» (علی بن موسی (علیهما السلام)، محمدزاده، ص532)

بر این اساس می توان به این نتیجه رسید که متعلق رضا، امور تکوینی و مربوط به مسائلی است که از دایره ی تکلیف انسان خارج است و این مسأله هیچ منافاتی با امور تکلیفی انسان ندارد. بنابراین انسانی که به مقام رضا رسیده از باب انسان بودن خود، مکلف به انجام اموری چون تلاش در زندگی، بهره گرفتن از مسببات در عالم هستی، دعا کردن و ... است. هیچ کدام از این امور با رضا منافاتی ندارد و اگر عده ای ترک این امور را به دلیل برخورداری از مقام رضا جایز می دانند، مفهوم واقعی رضا را متوجه نشده اند.

رضایت از حق تعالی نه تنها صفت امام رضا (علیه السلام) بلکه صفت همه ائمه (علیهم السلام) است، زیرا رضایت، صفت انسان کامل و خلیفه الهی است و امام معصوم (علیه السلام) در رأس خلفای الهی و انسان های کامل قرار دارد اما اینکه چرا از بین همه ائمه، امام رضا (علیهم السلام) به این نام ملقب شده اند نیز قابل تأمل است.

رضایت، صفت انسان کامل و خلیفه الهی است و امام معصوم (علیه السلام) در رأس خلفای الهی است.

حضرت رضا (علیه السلام) درباره این صفت امام - که بیشترین مصداقش شاید خود ایشان باشد - در روایتی خطاب به عبدالعزیز بن مسلم می فرماید:

« ... و پیامبر صلی الله علیه و آله فقط چنین شخصی را به امامت فراخوانده است، امام از نسل صدیقه طاهره است و هیچ عیبی در نسب او نیست. نسب او از قریش است و ... امام از نظر خداوند مرضی و پسندیده است.» (امام رضا (علیه السلام)، ناجی، ص75)

صفت «رضا» درباره ی امام هشتم صفتی دو سویه است: از یک سو خدا، پیامبر، دوست و دشمن، موافق و مخالف از امام رضایت داشتند و از سوی دیگر، امام به مقامی عالی ای دست یافته بود که به واسطه ی آن توانست بر مشکلات عصر خویش فایق آید.

پسند خداوند سبحان در بسیاری از امور بر ما پوشیده است. شاید بتوان گفت از جانب وحی بودن آن می تواند بر هر دلیلی غلبه کند چنان که پیامبر در تعیین نام حسن و حسین فرمودند «ما کنتُ لاسبقَ ربّی باسمِه»؛ در انتخاب نام بر پروردگارم پیشی نخواهم جست. (امام علی بن موسی الرضا (علیهما السلام)، معینی، ترابی، ص16)

انسان کامل که مظهر اسم اعظم خداست در مراحلی واسطه ی ثبوت رضاست و در مراحلی دیگر واسطه اثبات رضا؛ یعنی گاهی علت رضای الهی است و زمانی علامت و دلیل آن (ادب فنای مقربان، جوادی آملی، ج2، 318) بر این اساس می توان به این نکته رسید که واسطه بودن امام برای رسیدن بقیه به این مقام می تواند، بیانگر این لقب خاص برای ایشان باشد. چنانکه برخی تصریح دارند که «هیچ موجودی از هیچ موجود دیگری راضی نمی شود، مگر به وساطت مقام امام هشتم (علیه السلام). هیچ انسانی به هیچ توفیقی دست نمی یابد و خوشحال نمی شود، مگر به وساطت مقام رضوان رضا (علیه السلام)؛ و هیچ نفس مطمئنه ای به مقام راضی و مرضی بار نمی یابد، مگر به وساطت مقام امام رضا (علیه السلام)! او نه چون به مقامِ رضا رسیده است، به این لقب ملقّب شده است، بلکه چون دیگران را به این مقام می رساند، ملقب به رضا شد.

حتی اهداف جزئی هم مشمول این اصل کلی است. اگر کسی در کارهای جزئی موفق شد و راضی شد، چه بداند و چه نداند، به برکت امام رضاست (علیه السلام). اگر فرزندی کوشید رضای پدر و مادر را فراهم کرد، چه بداند و چه نداند، به وساطت مقام امام رضا (علیه السلمام) است. و اگر عالم حوزوی یا اندیشور دانشگاهی به مقام علم و دانش بار یافت و بر کرسی استادی تکیه زد و راضی شد، چه بداند، چه نداند به وساطت مقام ایشان است.» (به نقل از جوادی آملی)

انسان کامل که مظهر اسم اعظم خداست در مراحلی واسطه ثبوت و در مراحلی دیگر واسطه اثبات رضاست، یعنی گاهی علت رضای الهی است و زمانی علامت و دلیل آن.

  افزودن نظر

  • جاسم مشهدی

     16 دی 1395

    با تشکر از زحمات همه دست اندرگاران ومسولین ناظر بر انتخاب مشهد پایتخت جهان اسلام یک انتقاد دارم این انتخاب بسادگی بدست ایران نیامده است، این انتخاب به علت خدمات فرهنکی شایسته به جهان اسلام ولی با این همه خدمات چری در سایت وبرنامه های دیگر شما اینقدردر ترجمه های عربی اشتباهاتی هست، لطفا مترجمین با تجربه انتخاب کنید. با تشکر مشهدی-09153082258مترجم وکارشناس استان قدس رضوی- معاونت تبلیغات-مدیریت زائرین غیر ایرانی 32002794