•  صفحه اصلی
  • امام رضا
  • اصول هم زیستی مسالمت آمیز با دیگران و راهکارهای مواجهه با مخالفان دینی در سیره رضوی

اصول هم زیستی مسالمت آمیز با دیگران و راهکارهای مواجهه با مخالفان دینی در سیره رضوی

اصول هم زیستی مسالمت آمیز با دیگران و راهکارهای مواجهه با مخالفان دینی در سیره رضوی
 12 خرداد 1395  |  1603 بازدید

اصول هم زیستی مسالمت آمیز با دیگران و راهکارهای مواجهه با مخالفان دینی در سیره رضوی

در دوران زندگانی حضرت رضا سلام الله علیه احزاب و گروه های مخالف فراوانی حضور داشتند که حضرت در مواجهه با این احزاب مخالف، راهکارهایی را پیاده کردند که تبدیل به الگویی رفتاری گردید. راهکارهایی مانند: استفاده از برهان عقلی، زبان شناسی، تسلط بر افکار و آراء مخالفین، ایجاد فضای آزاداندیشی و ...

مهمترین گروه از مخالفان حضرت، مخالفان دینی بودند که تقابل با اصل اسلام و پیامبری رسول اکرم صلی الله علیه و آله داشتند. حضرت رضا علیه السلام برای اثبات حقانیت دین خاتم و رسالت حضرت محمد صلی الله علیه و آله، مناظرات و بحث های سختی با علماء ادیان مختلف داشتند که روش ایشان در برخورد با این افراد بسیار دقیق و علمی بود که قابلیت تحلیل و بررسی برای اخذ الگوی روش شناسی در مناظرات و مباحث با دیگر ادیان را دارد. این الگو مشتمل بر راهکارها و اصولی است که در صورت عملیاتی شدن و به اجرا در آمدن، سکوت، تأیید و در نهایت اقرار مخاطب را در پی دارد. ما به مواردی از آنها در ذیل اشاره می کنیم.


1. تلاش برای هدایتگری عامه و خاصه 
محمّد بن فضل هاشمی گوید: بعد از درگذشت موسی بن جعفر علیه السلام، حضرت رضا علیه السلام وارد مدینه شدند و فرمودند: «همه آن اشخاصی که پیش محمّد بن فضل سه روز قبل جمع شده بودند و سایر دوستان ما را جمع کن جاثلیق نصاری و رأس الجالوت یهود را نیز احضار نما؛ به آنها بگو هر چه میخواهند سؤال کنند.» 
حسن بن محمّد همه را احضار نمود زیدی مذهبان و معتزلیان نیز حضور یافتند. کسی نمی دانست علت احضار آنها چیست. حضرت رضا علیه السلام بدون درخواست از ناحیه ادیان مختلف، خودشان آنها را در مسیر هدایت و روشنگری و دفع عقائد انحرافی قرار دادند و به دنبال کشف حقیقت برای آنها بودند؛ لذا بدون اینکه آنان بدانند برای چه جمع شده اند، حضرت اصرار داشتند که محمد بن فضل همه بزرگان را جمع کند تا مباحثاتی داشته باشند و این یک راهکار اجرایی در مسیر هدایتگری دیگران است که انسان مؤمن باید در برخورد با مخالفین پیشقدم و جلودار هدایت آنها باشد. انتظار کشیدن برای اینکه مخالف دینی جلو بیاید و درخواست و سؤال داشته باشد، در شیوه عملی زندگی ائمه اطهار علیهم السلام نبود.
همین شیوه را حضرت در کوفه نیز داشتند و در آنجا نیز فرمودند: «ای محمد بن فضل: ببین در کوفه از دانشمندان هر کس که هست حاضر نما. آنگاه حضرت رضا فرمودند: من مایلم همان طوری که مردم بصره از وجودم استفاده نموده اند شما نیز بهره مند شوید.» 
حضرت اصرار بر دفع شبهات و مشکلات اعتقادی مردم داشته و می خواستند بواسطه علومی که خداوند در وجود ایشان قرار داده، مردم هدایت گردند و آنها نیز در مسیر توحید و عبودیت خاصه پروردگار باشند.

2. ابتدا به سلام و درود به مخالفان
از خصوصیات بارز رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ابتدا به سلام کردن ایشان و تسریع و پیشی گرفتن در سلام کردن بود و این عمل پسندیده را نسبت به همه مراعات می کردند، حتی کودکان و توصیه می کردند که من به کودکان سلام می کنم تا بعد از من سنت و شیوه رفتاری در تعامل با دیگران گردد. امام رضا علیه السلام نیز از این شیوه و راهکار برای به دست آوردن دلها و تألیف قلوب استفاده می کردند. در حقیقت این یک روش رفتاری و یک فرایند روانشناسی دقیق و تأثیرگذار در مقابل مخالف است که ناخودآگاه هر انسان لجوجی را به خضوع و کرنش وا می دارد.
«وقتی همه جمع شدند برای حضرت رضا جایگاه مخصوصی با پشتی ترتیب دادند، آن جناب بر روی تشک نشستند و سلام بر آنها نمودند. بعد فرمودند: می دانید چرا من ابتدا به شما سلام کردم؟ عرض کردند نه. فرمودند: تا دلهای شما مطمئن گردد.»


3. معرفی شخصیت حقیقی و حقوقی
یکی دیگر از شیوه های ارتباطی با مخالفین، شناساندن کامل و صحیح خود است، گاهی شناساندن و معرفی شخصیت حقیقی و حقوقی باعث دفع بسیاری از مشکلات احتمالی می گردد. چرا که پاره ای از مشکلات بخاطر عدم شناخت طرف مقابل و جایگاه حقوقی اوست و چه بسیار مواردی که بعد شناخت و آگاهی از سبب و نسب افراد، تمامی درگیری ها و اختلافات بر طرف می گردد و حتی منجر به دوستی و آشنایی و محبت می شود. امام حسین علیه السلام نیز از همین روش استفاده کردند و در جایگاه های مختلف خود را به آن قوم بی دین معرفی کردند، تا شاید باعث جلوگیری از جنگ با ایشان به عنوان فرزند رسول خدا و یا هدایت آنها گردد. تا جایی که در مرحله جنگ در روز عاشورا وقتی حضرت وارد خیمه امام سجاد علیه السلام شدند حضرت سجاد به پدرشان عرض کردند آیا خودتان را به آنها معرفی کرده اید؟ همچنین ایشان در ابتدای نامه خود به محمد بن حنفیه، کاملاً شخصیت حقیقی و حقوقی خود و اهداف قیام را بیان می کنند تا برای همه مشخص شود که در مقابل چه کسی ایستاده اند.
ائمه اطهار علیهم السلام در موارد مختلف از این شیوه استفاده می کردند و خود را معرفی می کردند. در این مناظرات نیز حضرت در برخورد ابتدایی با مخالفین از همین روش استفاده کردند و فرمودند: «من علی فرزند موسی فرزند جعفر فرزند محمد فرزند علی فرزند حسین فرزند علی بن ابیطالب و فرزند رسول اکرم هستم.» 

4. استفاده از توانمندی های روحی و معنوی
یکی دیگر از راهکارهای ائمه اطهار علیهم السلام استفاده از معجزات و کرامات برای خاضع کردن عقل هایی بود که از نور ایمان خاموش بودند. این توانمندی حضرات گواه روشنی بر حقانیت آنها بود که در سراسر زندگانی ائمه اطهار علیهم السلام به وفور اتفاق می افتاد.
حضرت رضا علیه السلام نیز از این راهکار کمک می گرفتند که نمونه هایی را در اینجا می آوریم.
حضرت در ابتدای مناظره بصره به همه دانشمندان و مخالفان حاضر در مجلس فرمودند:
«من امروز نماز صبح را در مدینه مسجد پیغمبر با فرماندار مدینه خواندم. نامه ای که از دوستش رسیده بود برایم خواند و درباره مسائل زیادی با من مشورت نمود. من آنچه صلاحش بود راهنمائی کردم و به او وعده دادم، همین امروز پس از نماز عصر به منزل ما بیاید، تا جواب نامه دوستش را آنجا بنویسد، به نیرو و قدرت پروردگار وفا به این وعده خواهم نمود.» 
مردم عرض کردند: یا ابن رسول الله؛ با این دلیل، دیگر احتیاج به برهان نیست.
در همین مناظره در جریان بحث با عَمرُو بنُ هَدَّاب که شخص بی دین و ناصبی بود فرمودند: «آنچه بتو گفتیم از مبتلا شدن بخون خویشاوند تا سه روز دیگر واقع می شود. اگر تا سه روز واقع نشد من دروغگو و بهتان زنم و چنانچه انجام شد بدان تو مخالف خدا و پیغمبری. اینک دلیل دیگری؛ تو از چشم نابینا خواهی شد که کوه و بیابان را نخواهی دید، این جریان نیز چند روز دیگر واقع می شود. پیش آمد دیگری نیز هست، قسم به دروغ خواهی خورد و بر اثر آن قسم دروغ، مبتلا بمرض برص می شوی.» 
محمّد بن فضل گفت: بخدا سوگند آنچه حضرت رضا فرموده بودند واقع شد. بعضی به او می گفتند حالا بگو. حضرت رضا علیه السلام راست گفت یا دروغ؟ جواب می داد من همان وقت می دانستم راست می گوید ولی نمی توانستم قبول کنم.
این شیوه و رفتار حضرت نشان از یک راهکار ضروری برای تمامی علمایی که در مقابل ادیان و فرق مناظرات و یا مراوداتی دارند، می کند؛ یعنی باید همه در مسیر عبودیت و بندگی به توانایی های روحی و عرفانی نایل آیند تا در مواقع ضروری برای تثبیت حقانیت دین و مذهب خود از آن استفاده نمایند.
بزرگان اهل دل و معرفت درگذشته بسیار از کرامات و مکاشفات خود در جریان هدایت دیگران استفاده می کردند که نمونه های فراوانی از آن در ارتباط علماء شیعه با اهل تسنن در تاریخ ثبت گردیده که در این نوشتار مجال ذکر آنها نیست.


5. بکارگیری استدلال و برهان عقلی
یکی از مهمترین راهکارهای امام رضا علیه السلام در مواجهه با مخالفانِ راه حقیقت استفاده از روش عقلی و منطقی بود. در سراسر مناظرات از این شیوه برای دستیابی به حقیقت کمک می جستند و حتی دستور به بکارگیری از این روش می دادند.
ایشان در مناظره ای که با دانشمندان بصره داشتند بعد از اقرارگیری از جاثلیق فرمودند: «امام نیست مگر کسی که قیام کند به آنچه پیامبر قیام نموده هنگامی که متصدی امامت شده، شایسته امامت نیست مگر کسی که با تمام ملل استدلال با براهین نماید درباره امامت. 

6. استفاده از منابع دینی مخاطب (مقبولات خصم)
راهکار دیگر امام در مناظره با هر گروهی و ملتی، علاوه بر براهین عقلی، استفاده از منابع و کتابهایی بود که مورد قبول و پذیرش طرف مقابل بود. حضرت رضا علیه السلام این اصل را به شایستگی مراعات می کردند؛ با مسیحیان از طریق انجیل، با یهودیان از طریق تورات و ... استدلال می کردند. ایشان در مناظره با جاثلیق در بصره به این اصل به عنوان یک راهبرد مهم اشاره می کنند و خطاب به مردم می فرمایند: «ای مردم؛ آیا منصف ترین شخص کسی نیست که در استدلال با خصم از روی کتاب و دین و ملت و شریعت خود او بحث نماید.» 
در جایی دیگر به رأس الجالوت می فرمایند: «این طور که عالِم به تورات و انجیل و زبور و قرآن کریم باشد و با هر دین و ملت با کتاب خودشان محاجّه کند. 
در همین مناظره زمانی که نوبت به بحث با جاثلیق می شود حضرت می فرمایند: «آیا انجیل دلالت بر نبوت پیغمبر اسلام محمّد بن عبد الله دارد یا نه؟ جاثلیق گفت: اگر دلالت می داشت ما انکار نمی کردیم، فرمودند، نکته ای که در سِفر سوم است چیست؟ جاثلیق جواب داد، یکی از اسماء خداست که جایز نیست اظهار کنم. فرمودند اگر من برایت ثابت کنم اسم حضرت محمّد و اوصاف او است و اینکه عیسی به او اقرار داشته و بنی اسرائیل را به ظهورش بشارت داده قبول خواهی کرد. جاثلیق گفت: اگر این کار را بکنی قبول می کنم من انجیل را رد نمی کنم. حضرت رضا علیه السلام فرمودند: اینک توجه کن به سِفر سوم که در آن بشارت حضرت عیسی به ظهور حضرت محمّد است. شروع کردند به خواندن سِفر سوم از انجیل تا رسیدند به اوصاف حضرت رسول، فرمودند این شخص را که توصیف می کند کیست؟»
این ارجاعات حضرت به انجیل آنقدر ادامه پیدا کرد که جاثلیق و رأس الجالوت اعتراف به حقانیت دین اسلام کردند: «جاثلیق و رأس الجالوت که این سخن را شنیدند متوجه شدند که حضرت رضا به تورات و انجیل کاملاً وارد است. با خود گفتند از راهی بر ما استدلال می نماید که امکان رد آن نیست، مگر منکر تورات و انجیل و زبور شویم. لذا گفتند صحیح است موسی و عیسی بشارت به ظهور چنین پیغمبری داده اند. 


7. لزوم آگاهی جامع و کامل از مذهب و اعتقادات خود
یکی از مشکلات افرادی که در برخورد با مخالفان و یا در مناظرات و مباحثات با آنها دارند عدم اطلاع و آگاهی کافی از دین و مذهب خود است و بدون این اطلاعات وارد بحث هایی می شوند که باعث ناقص جلوه دادن و جامع نبودن مذهب خود می گردند؛ لذا در فرهنگ شاگردپروری اهل بیت علیهم السلام نیز چنین بوده که افرادی که قابلیت و توان بحث های کلامی را نداشتند را از مناظره منع می کردند و در مقابل به افرادی مثل هشام که جوانی بَحّاث و تیزاندیش و دارای قوت کلامی بود، امر می فرمودند که مناظرات علمی با مخالفین داشته باشد.
حضرت رضا علیه السلام در مناظره ی بصره با همین قوت علمی وارد میدان بحث می شوند تا جایی که شروع به سؤال و پرسش را به مخالفان واگذار می کنند و میدان را به آنها می دهند تا هر چه می خواهند بپرسند و می فرمایند: «متفرق نشوید من شما را جمع کردم تا هر سؤالی دارید؛ از آثار نبوت و علامت های امامت و آن چیزهائی که جز نزد ما پیدا نخواهید کرد، بنمائید، اینک سؤال کنید.». 

8. توانمندی در استفاده از زبان مخالفین
یکی از شیوه های تأثیرگذار در ارتباط با مخالفان آگاهی از زبان آنها و سخن گفتن به زبان و لهجه آنهاست. این خود اثر روانی دارد که مخاطب و خصم خود را در یک حالت نزدیکی و همدلی و همزبانی می بیند و قدری از لجاجت و جبهه گیری دست بر می دارد. این راهکار، ارزش زبان دانی را برای کلیه مبلغین دین مشخص می کند که یک ضرورت در بهینه سازی روند تبلیغ دین است.
حضرت رضا علیه السلام در این امر پیشتاز بودند و با هر قومی با زبان خودش صحبت می کردند. در جریان مناظره بصره، عمرو بن هداب حضرت را با استفاده از زبان های مختلف می آزماید و می گوید: «محمّد بن فضل هاشمی از شما چیزهائی نقل کرده که انسان نمی تواند بپذیرد. حضرت رضا علیه السّلام فرمودند: چه حرفهائی؟ عمرو جواب داد، فضل می گفت شما به هر چه خدا نازل نموده عالِم هستی و تمام زبانها و لغات را می دانی. حضرت فرمودند، درست گفته، من حاضرم، هر چه می خواهی بپرس. عمرو گفت: ما شما را پیش از هر چیز در مورد زبانها و لغات آزمایش می کنیم، این شخص رومی است، آن دیگری هندی و این شخص ترک زبان است، قبلاً آنها را آورده ام شما با آنها به زبانشان صحبت کنید. فرمودند هر چه مایلند بزبان خود بپرسند تا جواب بدهم. هر کدام سؤالی بزبان خود نمودند. حضرت رضا علیه السلام بزبان خودشان جواب آنها را دادند، بطوری که در شگفت شدند و تعجب کردند و اعتراف نمودند که آن جناب بزبان آنها از خودشان گویاتر و واردتر است.» 
حضرت در جایی دیگر در جواب رأس الجالوت فرمودند: «امام باید تمام لغات را بداند بطوری که هیچ زبانی نباشد که از آن اطلاع نداشته باشد، با هر دسته بزبان خودشان صحبت و محاجّه کند.» 

9. ایجاد فضای آزاداندیشی در ابراز اعتقادات
یکی دیگر از راهکارها و روش های تعامل و ارتباط با مخالفین ایجاد فضای آزاداندیشی و ابراز اعتقادات است. در این فضا هر دو گروه بدون هیچ ترس و نگرانی از اظهار اعتقادات خود، به راحتی نظرات خود را مطرح می کنند و هیچ گونه اعمال زور و قدرتی در پذیرش نظرات نیست، بلکه آنچه تأثیرگذار است روش منطقی طرفین است.
این فضا دقیقا روشی است که سلفی ها و وهابیت از آن سر باز می زنند. شروع ترویج مذهب ساختگی محمد بن عبد الوهاب را با اعمال فشار و قدرت از طریق قبیله آل سعود بنا کردند و در ادامه نیز از همین روش در تشکیل گروه های تروریستی و تکفیر دیگران و قتل عام مسلمانان دارند.
حضرت رضا علیه السلام در ایجاد این فضای آزاداندیشی در برابر علماء مسیحیت و یهودیت، جلودار بودند و در مناظره ی بصره به این دانشمندان فرمودند: «اکنون که در شک افتادید بگوئید آیا قبل یا بعد از فرزندان آدم، خداوند تاکنون پیغمبری بنام محمّد، مبعوث نموده جز پیغمبر ما؟ یا می یابید چنین اوصاف را در کتاب، بر پیغمبری جز حضرت محمّد؟» از این جواب عاجز شدند و گفتند: «بر ما جایز نیست اقرار کنیم آن محمّد همین محمّد شما است، زیرا چنانچه اقرار به محمّد و وصی او و دختر و فرزندانش حسن و حسین بنمائیم، ما را مجبور به داخل شدن در اسلام می نمائید. حضرت رضا علیه السلام به جاثلیق فرمودند: خدا و پیغمبر را گواه می گیرم که در امانی از طرف ما آنچه مخالف طبع تو است متوجه تو نشود، جاثلیق گفت اکنون که امان دادی این پیغمبری که اسم او محمّد است و این وصی که نامش علی است و دخترش که فاطمه نامیده می شود و آن دو فرزندی که موسوم به حسن و حسین هستند در تورات و انجیل و زبور نامشان ثبت است.» 
در قسمتی دیگر بعد اثبات حقانیت دین اسلام و نبوت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رأس الجالوت گفت: «بخدا قسم ای پسر محمّد اگر ریاستی که بر تمام یهود پیدا کرده ام مانع نمی شد، به نبوت پیامبرتان ایمان می آوردم و مسلمان می شدم و دستور تو را پیروی می کردم.»
این صحنه نهایت درجه آزاد اندیشی و باز گذاشتن میدان انتخاب برای مخالفین بود.


10. استفاده از آیات قرآن
مهمترین روشی که حضرات معصومین علیهم السلام در برخورد با مخالفین داشتند، استدلال به آیات قرآن بود. همین روش در شیوه و عملکرد حضرت رضا علیه السلام نیز به وفور به چشم می خورد.
حضرت در مناظره ی در بصره از آینده حالی عمرو بن هداب که فردی ناصبی بود، خبر می دهند که وی ردّ می کند و می گوید: غیب را جز خدا کسی نمی داند. حضرت می فرمایند: «آیا مگر خداوند نمی فرماید: عالِمُ الْغَیبِ فَلا یظْهِرُ عَلی غَیبِهِ أَحَداً إِلا مَنِ ارْتَضی مِنْ رَسُولٍ؛ خدا دانای نهان و آشکار است کسی را بر غیب او اطلاعی نیست مگر پیغمبران پسندیده، (جن: 27 و 26) پیغمبر مورد پسند خداوند است و ما ورثه او هستیم، او همان پیغمبری است که خداوند بر رازهای نهانش آگاه نموده، ما نیز آنچه پیش از این بوده و آنچه تا روز قیامت خواهد شد می دانیم.» 
در جایی دیگر از ابراهیم بن عباس نقل شده: «مأمون امام رضا علیه السلام را با سؤال کردن از هر چیزی امتحان می کرد، و امام علیه السلام در حالی که همه سخن و جواب و استشهادش قرآنی بود او را پاسخ می داد.» 
اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله، قرآن شناس ترین مردم بودند و علم قرآن از سوی خدا به آنان سپرده شده بود و امّت پیامبر، خوشه چین علوم و معارف آنانند. تسلّط حضرت رضا علیه السلام به قرآن در حدّی بود که هر سخن و جوابی را مستند به آیات قرآن می کرد، تا راه انکار بر دیگران بسته شود. قرآن، حرف آخر و نهایی را درباره موضوعات بیان می کند و استناد سخنان به آیات قرآن، آن را قوی تر و قابل قبول تر می سازد.


11. گرفتن اقرار و اعتراف
از دیگر روش های تثبیت نظرات و اعتقادات، اخذ اقرار و اعتراف از مخالف است. به این طریق هر زمان که اختلافی حاصل شود یادآوری آن می تواند حلّ کننده مشکلات جاری باشد. حضرت رضا علیه السلام برای جلوگیری از اشکال تراشی در آینده، بعد از اثبات نظرات خود، سعی در گرفتن اعتراف داشتند؛ لذا در قسمتی دیگر از مناظره می فرمایند: «آنچه که گفتم از پیغمبر و جانشین او و دخترش و دو فرزندانش در تورات و انجیل و زبور هست یا نیست؟ عرض کرد صحیح است در این موقع که جاثلیق اقرار صریح نمود، حضرت فرمودند تو گوش کن فلان سِفر را از زبور داود را. سپس به رأس الجالوت خطاب کردند و مطالب را فرمودند و از وی نیز اعتراف گرفتند. آن جناب سِفر اول را تلاوت نمود تا رسید بنام محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السّلام فرمود تو را بخدا قسم می دهم آیا این نامها در زبور نیست؟ ... رأس الجالوت جواب داد صحیح است آنچه فرمودید در زبور عیناً وجود دارد.»11 
«حضرت فرمود: تو را قسم می دهم به آن ده آیه ای که خداوند بر موسی بن عمران نازل کرد آیا اوصاف حضرت محمّد و علی و فاطمه و حسن و حسین علیهم السلام در تورات وجود دارد که عدالت و فضیلت از صفات برجسته آنها است. جواب داد آری هر کسی منکر باشد بخدا و انبیای او کافر شده است.»

 
12. ایجاد محبت و شوق به دین اسلام
ارتباطات با مخالفین باید طوری باشد که در آنها محبت به مسلمانان و دین اسلام حاصل گردد. این شیوه همیشه در رفتار ائمه اطهار علیهم السلام بوده به طوری که بواسطه همین اخلاق و رفتار زیبا، معاندین و مخالفین به اسلام می گرویدند. امام صادق علیه السلام به شیعیان توصیه داشتند که سعی کنید برای ما اهل بیت علیهم السلام زینت باشید. طوری رفتار کنید که بگویند شاگردان امام صادق علیه السلام اینگونه اند. حضرت رضا علیه السلام نیز همین مسیر را پیاده می کنند، به طوریکه محبت و شوق به رسول اکرم صلی الله علیه و آله ایجاد می شود.
در مناظره ی بصره، دختری رومی را خدمت ایشان آوردند، حضرت به زبان رومی با او صحبت نمودند، جاثلیق سخنان آن جناب را می شنید و به زبان رومی کاملاً آشنا بود حضرت رضا به آن دختر فرمودند: «کدامیک از این دو نفر را بیشتر دوست می داری عیسی یا حضرت محمّد را؟ در جواب گفت قبلا عیسی را بیشتر دوست می داشتم تا زمانی که حضرت محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را نشناخته بودم ولی اکنون محمّد صلی الله علیه و آله و سلم را از هر پیغمبری بیشتر دوست می دارم.» 
جاثلیق گفت: حالا که داخل اسلام شده ای به عیسی بی علاقه هستی. دختر گفت: هرگز چنین نیست عیسی را هم دوست می دارم و به او ایمان دارم ولی محمّد صلی الله علیه و آله و سلم بیشتر مورد علاقه من است.
این روش بسیار مهم است که انسان در رفتار چنان با اخلاق و زیبا برخورد کند که جاذبه ای شدید برای یک مخالف ایجاد کند یعنی اگر در مقام مناظره هم قرار دارد با روشی جذاب و تأثیرگذار در روح و احساس نفر مقابل بحث کند.

13. تأثیر گذار بودن کلام و استدلال
کلام انسان زمانی می تواند تأثیرگذار باشد که به درون قلب نفوذ کند. استدلال عقلی با تمام متقن بودن، زمانی اثرگذار است که مخاطب با تمام وجود به حقانیت مطلب برسد و آن در قلب خود احساس کند و در این صورت است که تبعیت و پیروی را به دنبال دارد.
حضرت در بحث با یک دانشمند هندی استدلالات خود را به جایی رساندند که مخاطب ناخودآگاه اقرار به وحدانیت کرد و اسلام آورد.
«ای پسر محمّد! مردی هندی اینجا است که نصرانی است و قدرت بحث و مناظره هم دارد. فرمودند او را بیاورید، آن مرد را حاضر کردند با زبان هندی صحبت نمود، سپس شروع کرد به استدلال نمودن پیوسته او را با همان زبان هندی به مطلب نزدیک می نمودند تا شنیدند مرد هندی می گوید: ثبطی ثبطله.»

  افزودن نظر