هر آنچه باید در مورد سبک شعر خراسانی بدانیم

هر آنچه باید در مورد سبک شعر خراسانی بدانیم
 29 دی 1394  |  1541 بازدید

هر آنچه باید در مورد سبک شعر خراسانی بدانیم

در سبک خراسانی که از اولین دوران های شعر فارسی یعنی اوایل قرن چهارم تا اواسط قرن ششم ادامه داشت. شاعران و استادان زیادی مانند: رودکی، فرخی، عنصری، فردوسی، منوچهری، ناصرخسرو،

در سبک خراسانی که از اولین دوره‌های  شعر فارسی یعنی اوایل قرن چهارم تا اواسط قرن ششم ادامه داشت. شاعران و استادان زیادی مانند: رودکی، فرخی، عنصری، فردوسی، منوچهری، ناصرخسرو، سنایی و مسعود سعد سلمان ظهور کرده و شیوه خراسانی را به کمال رساندند.

سبک خراسانی دو مرحله دارد: دوره سامانی و دوره غزنوی و سلجوقی.
در دوره سامانی، سادگی بیان و کهنگی تعبیرات و اصطلاحات به‌خوبی مشخص است. غلبه کلمات فارسی بر واژه‌های عربی و توجه به توصیفات طبیعی و ساده و محسوس و عینی از ویژگی‌های شعر این دوره محسوب می‌شود.
موضوعاتی که در شعر این دوره مطرح می‌شود غالباً یا مدح است و یا هجور و هزل که هر دو ملایم است و معتدل و دور از اغراق. تغزلات عاشقانه و پند و اندرز و حکمت با شیوه‌ای شاعرانه و نه عالمانه نیز از مشخصات شعر این دوره به شمار می‌رود.
از قالب‌های مهم در این عصر می‌توان به قصیده و مثنوی اشاره کرد. در قصیده معمولاً موضوع مدح و هجو و تغزل است و در مثنوی تمثیل و داستان و حماسه بیان می‌شود.
قالب‌های دیگری مانند رباعی و دوبیتی گه گاه در یک دوره‌دیده می‌شود و تعداد آن‌ها بسیار اندک است.
صنایع لفظی و معنوی در شعر این دوره اگر وجود داشته باشد خالی از تکلف و تصنع است در حدی نیست که بتوان به آن‌ها اعتنا کرد.
استفاده از بعضی معلومات علمی و برخی آیات و احادیث نبوی و روایات تاریخی و حماسی هم در شعر این دوره وجود دارد اما همه‌ی این مواد چنان در کلام به‌کاررفته است که صفت اصلی شعر این دوره یعنی سادگی بیان همچنان برجا می‌ماند و از بین نمی‌رود.
سبک خراسانی در دوره غزنوی و اوایل سلجوقی گذشته از بعضی مختصات لفظی و خصایص دستوری که درواقع مربوط به زبان و لهجه‌ی منطقه خراسان قدیم می‌شود، با شعر دوره سامانی تفاوت‌هایی دارد.
ازجمله این‌که سادگی بیان، جای خود را به استحکام و سنگینی کلام می‌دهد و شعر تا حدی به پختگی می‌رسد.
هرچند شعر فرخی باصفت سادگی همراه است، اما پختگی و استحکام کلام در آن کاملاً مشهود است. عنصری و منوچهری و بعدها ناصرخسرو و سنایی به‌تدریج سادگی طبیعی را از شعر سبک خراسانی دور می‌سازند و آن را تا حدی از میان می‌برند.
در سبک این دوره بعضی قالب‌های تازه مانند ترجیع‌بند و ترکیب‌بند و نیز مسمط و قطعه به وجود می‌آید.
بااین‌همه قصیده و مثنوی از قالب‌های معتبر این سبک است.
صنایع بدیع اعم از لفظی و معنوی و انواع تشبیهات در شعر این دوره رواج داشته است.
شاعرانی مانند عنصری، منوچهری، ناصرخسرو و سنایی از اصطلاحات فلسفی، نجوم، ریاضیات و بعضی مباحث علوم طبیعی و پزشکی در شعر خود استفاده می‌کند و به‌این‌ترتیب رنگی عالمانه به شعر خود می‌زدند.
استفاده از احادیث و آیات قرآنی و نیز اشعار عربی در میان شاعران این دوره رواج بیشتری یافت.
مثلاً منوچهری که دیوان اشعار عربی را از برداشت نمی‌توانست خود را از زیر نفوذ و تأثیر آن خارج سازد و ناصرخسرو و سنایی معلومات و مطالعات دینی خود را در شعر خویش می‌آوردند.
بیان موضوعاتی مانند مدح و هجو و تغزل و پند و حکمت در شعر این دوره ادامه یافت ولی در این میان اغراق و تا حدی اضافه گویی زیادتر شده و درواقع به‌نوعی تکامل یافت.
بااین‌همه کسانی مانند ناصرخسرو، مدح اغراق‌آمیز را به یک‌سو نهادند و حکمت و دین و اخلاق را به‌جای آن معنای قراردادند.
هرچند در ابتدای این سبک‌روح ملی و حماسی خاصه در دوره سامانی جلوه‌ای بارز داشت ولی در پایان آن این روحیه تضعیف‌شده و جای آن را روحیه‌ی زاهدانه کسانی مثل ناصرخسرو و اخلاق صوفیانه‌ی شاعرانی چون سنایی پر کرد.
به‌طور خلاصه می‌توان گفت شروع این سبک باروحیه حماسی و پایان آن باروحیه صوفیانه.

  افزودن نظر